شيخ حسين انصاريان

149

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

ستايش جنابش مذكور آمده‌اند . از آن ميان يكى « عاقب » است و هم بدين مقصود است « مقفّى » بدان معنى كه وى از پى ساير پيمبران به رسالت مبعوث گشت و به ارشاد جميع خلق مأمور ؛ ديگران جلو آمدند موكبش را به جلودارى و او از عقب آمد عامّهء آفريدگان را به ياورى و يارى . بعد از او كس را دعواى نبوّت نسزد كه اين طومار با بعثت وى بسته گشته و اين كتاب با نزول آخرين كتاب الهى بر دل بينايش به آخر رسيده و فروبسته است . لقب خاتم و فاتح ديگر آن كه او « خاتم » بود بر انبياى سلف و « فاتح » بود بر اولياى خلف بدين بيان كه گذشت و به همين توصيف كه ذكر آن رفت . نبوّتش تام بود و رسالتش در كمال تمام ، لاجرم اساس آيينش متمّمى نمىجست و اصل دينش مكمّلى نمىخواست و همين بود سرّ خاتميّت او . شخصاً به فرمان حقّ اين حقيقت را آشكار ساخت و لا نَبِىَّ بَعْدى . « 1 » فرمود . خدايش در قرآن كريم بدين منصب عظيم ستود و مردمان را بدين راز مهمّ راه نمود ، كه در آيهء چهلم از سورهء احزاب « 2 » از حضرت ذى رفعت وى ، به عنوان « خاتم النّبيّين » ياد فرمود .

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة : 28 / 337 ، باب 7 ، حديث 34900 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 163 ، حديث 5370 . ( 2 ) - « مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً » ؛ محمّد ، پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولى فرستادهء خدا و خاتم پيامبران است ؛ و خدا به هر چيزى داناست . احزاب ( 33 ) : 40 .